عناصر تحقیق علمی
پس از از انتخاب تعریف و بیان مسئله تحقیق ، محقق باید تصویری ذهنی از عناصر اصلی پژوهش و نحوه ی ارتباط آن ها با یکدیگر عرضه دارد
در تحقیق به روش علمی یکی از حساس ترین اقدامات تعریف صحیح این عناصر است . شناخت و درک صحیح عناصر در یک تحقیق بسیار ظریف است
تشکیل مفهوم راهی کوتاه برای تعریف یا توصیف واقعیت ها است و مقصود آن ساده کردن تفکر است .
هنگامی که مفهومی بر اساس فعالیت های حسی و به صورت عینی و با حداقل کوشش ساخته می شود و قائم به شرایط مکانی و زمانی خاص باشد به آن تجربی گویند
مفاهیمی که از هرگونه شرایط مکانی و زمانی خاص مستقل اند و به توصیف موجودیت های غیر قابل مشاهده می پردازند را مفاهیم مجرد یا نظری گویند
توسعه و گسترش یا ادراک مفهومی نظری را توضیح می نامند
توسعه و گسترش یا ادراک مفهوم تجربی را تعریف می نامند
در تعریف و توضیح یک مفهوم ، معنای دقیق و درستی وجود ندارد و نمی توان گفت تعریف مفهوم صحیح است یا غلط.
تعریف یک مفهوم ، زمانی بهتر از توضیح یا تعریف مفهومی دیگر است که در آن ملاک های ارزشیابی مفاهیم بهتر رعایت شده باشند
ملاک های ارزشیابی مفاهیم نظری
اهمیت و اعتبار تجربی
سودمندی و اثر بخشی ( ارتباط با سایر مفاهیم )
ثبات درونی ( فاقد تناقض درونی )
عملیات ریاضی ( آیا قابل تبدیل به کمیت است یا باید ازنمادهای ریاضی استفاده کرد )
سادگی ( درجه توافق افراد در روشن بودن معانی مفهوم)
ملاک های ارزشیابی مفاهیم تجربی
پایایی مشاهده گرها ( امکان توافق کامل وجود ندارد )
انتزاعی بودن ( مفاهیم باید آغاز و پایانی داشته باشند )
ادراکی (مشاهده کننده ، مفهوم را درک کند)
ارتباط با برخی از مفاهیم نظری
سادگی
تحقیق عبارت است از مقابله و مقایسه اندیشه با واقعیت محقق وظیفه ای دو جانبه دارد :
1- در در تحقیقاتی که فرضیه های آن ها مبتنی بر یکی از نظریه های رایج است وظیفه محقق نزدیک کردن ذهنیت ها به عینیت هاست که یعنی نظریه را سنجش و مشاهده می کند .
2- در تحقیقاتی اکتشافی وظیفه محقق از طریق مشاهده و اندازه گیری جزئیات عبارت است از تبدیل امور عینی به امور ذهنی
حرکت محقق از بالا به پایین است
مفهوم یعنی چیزی که فهم بر آن واقع شود. یعنی چیزی که فهمیده شود
سازه یعنی چیزی که لفظ بر آن واقع شود. یعنی لفظی یا نامی بر آن اطلاق شود.
فرایندهای مفهوم سازی ( حرکت از مشاهدات به سوی مفاهیم ذهنی و اندیشه )
فرایند عملیاتی کردن ( حرکت از اندیشه به سوی مشاهده )
قضیه ای است که ماهیت یا خاصیت پدیده یا مفهومی را بیان می کند و با آن می توان به معانی یک پدیده یا مفهوم پی برد
تعریف باید طوری باشد که امکان تغیر مفهوم و تعبیر گوناگون از آن وجود نداشته باشد
و باید به گونه ای دقیق باشد که بتوان آن مفهوم را به سادگی بررسی نمود
انواع تعریف
تعریف مفهومی : هرگاه در تعریف مفهوم یا سازه ، از سایر مفاهیم و سازه ها استفاده شود
تعریف اسمی : این نوع تعاریف چیزی را در باره واقعیت بیان نمی کنند، لذا نه درستند و نه غلط, لیکن از این طریق معانی واژه ها مشخص و سوء تفاهم های احتمالی برطرف می شود و امکان سنجش و بررسی متغیر میسر می گردد.
تعریف تحلیلی : مفاهیم برگرفته از زبان عامیانه ، گاه از نظر گروه های مختلف جامعه ، معانی کاملا“ متفاوتی دارند.
تعریف تجزیه ای : روشی نسیتا“ دقیق است که واژه مورد نظر را به طور کاملا“ صریح و مشخصی محدود می سازد .
انواع تعریف
توسط کارناپ مطرح گردید. مبتنی بر جریان ” محرک – پاسخ ” است ( به عده ای از افراد محرکی – مثلا“ به صورت سوال – داده می شود و بر مبنای عکس العمل های آنها در مقابل این محرک ، به آنها یک صفت داده می شود. )
تعریف چند مرحله ای : برخی واژه های علوم اجتماعی ، به علت موارد استفاده گوناگون، فضای مفهومی نسبتا“ وسیعی داردن که نمی توان آنها را به تعاریف مطرح محدود و مشخص کرد
تعریف واقعی : هدف اینگونه تعاریف ، تعیین ماهیت واژه است با سوالاتی شبیه « ... یعنی چه ؟ » یا « ... چیست؟ »
انواع تعریف
تعریف عملیاتی : یک مفهوم ( و به بیان دقیق تر ، یک متغیر ) را به صورت اعمال و اموری تعریف می کند که در مطالعه معرف و معادل آن مشخص می شود و این امکان را فراهم می اورد که اندازه گیری صورت گیرد.
تعریف عملیاتی اندازه پذیر : بیان می کند که متغیر مورد نظر چگونه اندازه گیری خواهد شد. این تعاریف ، کیفیت ها ، خصیصه ها ، و ویژگی های چیزها ، افراد یا پدیده ها را توصیف می کنند. مثل تعریف مدیر باهوش
تعریف عملیاتی تجربی : این نوع تعریف ، جزئیات دستکاری متغیری را که باید پژوهشگر انجام دهد ، مشخص می سازد. برای مثال ، اگر به کارمندی یک عامل انگیزشی نشان دهیم ولی آن را دور از دسترس او قرار دهیم ، تعریف عملیاتی ما از نوع تجربی است.
ساختن مفهوم در گام اول عبارت است از تعیین ابعادی که آن را تشکیل می دهد و امری واقعی را منعکس می سازد. گام دوم ، تعریف شاخص هایی است که به کمک آنها بتوان ابعاد مفهوم را اندازه گیری کرد. بنا بر این ؛ شاخص ها نشانه های عینی شناسایی و اندازه گیری ابعاد مفهوم اند.
در پژوهش غالبا“ مفاهیم را به متغیر تبدیل می کنند. متغیر به ویژگی اطلاق می شود که می توان آن را مشاهده یا اندازه گیری کرد و دو یا چند ارزش یا عدد را جایگزین آنها کرد عدد یا ارزش نسبت داده به متغیر ، نشان دهند تغییر از یک فرد به فرد دیگر یا از یک حالت به حالت دیگر است.
الف ) طبقه بندی متغیرها بر اساس رابطه { متغیر مستقل ، متغیر وابسته ، متغیر میانگر یا واسطه }
ب) طبقه بندی متغیرها بر اساس نقش { متغیر علی ، متغیر توصیفی }
ج) طبقه بندی متغیر ها براساس تعداد ارزش {متغیرهای دو ارزشی ، متغیرهای چند ارزشی }
د) سایر دسته بندی متغیرها
متغیرهای جانبی : متغیرهای تعدیل کننده – متغیرهای کنترل - متغیرهای مزاحم یا مداخله
متغیرهای کمی و کیفی
متغیرهای گسسته و پیوسته
متغیرهای مستقل عملی یا فعال ، و هویتی یا تشخیصی
اندازه گیری روشی است که از طریق آن به یک صفت یا یک ویژگی ، با توجه به ملاک مشخص ، عددی نسبت داده می شود.
چهار نوع مقیاس اندازه گیری مم برای نسبت دادن مقادیر کمی به متغیرها وجود دارد.
مقیاس اسمی
مقیاس ترتیبی ( رتبه ای )
مقیاس فاصله ای
مقیاس نسبی
نظریه مجموعه ای بهم پیوسته از سازه ها ، مفاهیم ، تعاریف و قضایا است که به منظور تبیین و پیش بینی پدیده ها از طریق تشخیص روابط بین متغیرها ، نظری نظامدار در باره پدیده ها عرضه می دارد.
هدف نظریه : توصیف و تبیین
نظریه صوری : در این نوع از نظریه ، کوشش می شود تا پدیده مورد نظر تبیین گردد ، اما در این تبیین ، پدیده به عواملی نسبت داده می شود که خود آنها پیچیده و مبهم اند.
این نظریه از لحاظ علمی مردود است
نظریه قیاسی : نظریه ای است که در آن برای تبیین از پدیده ای مشخص ، از مدل استفاده می شود.
نظریه پردازی از طریق روش قیاسی ، مرحله آغازین و موقت در ساختن نظریه علمی است.
نظریه تقلیلی : این نوع از نظریه ، مشاهدات را بر اساس ماهیت فعالیت ها یا فرایندهایی که آسان تر از مشاهده حادثه اند ، تبیین می کند.
نظریه تجریدی : در این نوع از نظریه ، حوادث پیچیده بر اساس حوادث ساده تبیین می شوند، ولی حوادث ساده نه به عنوان واقعیت ، بلکه به عنوان توصیف دقیقی از روابط استفاده می شوند.نظریه تجریدی با استفاده از اصول ریاضی ، امکانات مناسبی برای تبیین پدیده های علمی فراهم کرده است.
روش « ابتدا نظریه ، بعد پژوهش »
تدوین واضح و روشن نظریه
انتخاب جمله استخراج شده از نظریه و ملاک شدن آن در مقایسه با نتایج پژوهش آزمایشی
برنامه ریزی پژوهش به منظور آزمون جمله انتخاب شده از طریق پژوهش آزمایشی
چنانچه نظریه با نتایج آزمون مطابقت نداشته باشد ؛ ایجاد تغییر در نظریه با برنامه ریزی مجدد
انتخاب گزاره دیگر برای آزمون تعیین محدودیت های نظریه
روش « ابتدا پژوهش ، بعد نظریه »
انتخاب پدیده و تعیین تمامی ویژگی های آن
اندازه گیری تمام ویژگی های پدیده در موقعیت های مختلف
تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده
در صورتی که بین اطلاعات جمع آوری شده الگوی معنی داری پیدا شد باید آنها را به صورت بیان های نظری برای تدوین قانون تنظیم کرد.
تحقیق متضمن ارتباط مستمری بین مشاهده و تبیین ، گردآوری داده های بیشتر برای آزمون تبیین اولیه و پتلایش تبیین نظری است. حرضه تبیین مناسب ، متضمن دو فرایند مرتبط به هم است:
الف ) نظریه پردازی : فرایندی که با یک رشته مشاهدات آغاز می شود و به ساختن نظریه هایی در باره این مشاهدات منتهی می شود.
ب ) نظریه آزمایی : مشاهدات باید آزمون تعیین کننده نظریه باشند. ( حرکت از عام به خاص )
اینجانب دانشجوی رشته مدیریت بازرگانی در دانشگاه ازاد تهران شمال میباشم واین وبلاگ را که مربوط به درس روش تحقیق و به طور کلی مبحث مدیریت می باشد را فراهم ساخته ام تا شما خواننده عزیز را با این رشته آشنا سازم